كسي مثل هيچ كس...


عشق...


مرا كز عشق به نايد شعاري
مبادا تا زيم جز عشق كاري


فلك جز عشق محرابي ندارد
جهان بي خاك عشق آبي ندارد


غلام عشق شو كانديشه اين است
همه صاحبدلان را پيشه اين است


جهان عشق است و ديگر زرق سازي
همه بازيست الاّ عشقبازي


اگر بي عشق بودي جان عالم
كه بودي زنده در دوران عالم ؟


ز سوز عشق بهتر در جهان چيست
كه بي او گل نخنديد , ابر نگريست


همان گبران كه بر آتش نشستند
ز عشق آفتاب آتش پرستند...


طبايع جز كشش كاري ندارند
حكيمان اين كشش راعشق خوانند


گر انديشه كني از راه بينش
” به عشق است ايستاده آفرينش “


(مثنوی خسرو و شیرین -نظامی)

یا حق.


بهشید