كسي مثل هيچ كس...


شهرام ناظری: بزرگمرد موسيقی ايران...

من اين متن رابه مناسبت سالروز تولد” استاد شهرام ناظري “ به ”گروه شهرام ناظري“ فرستادم ,كه خلاصه اي از آن را در اينجا مي نويسم:

8 بهمن ماه سالروز تولد استاد بي نظير و بي همتاي موسيقي اصيل و آواز ايران است...
هنرمندي كه مثل هيچ كس نمي خواند , كاملا‎ منحصر به فرد است و با آوازش ما را به دنيا هاي نا شناخته ي عرفان و تا نزديك شدن به خدا مي برد , ” پله پله تا ملاقات خدا “...

هنرمندي كه با وجود چنين انديشه و طرز تفكري كه طي ساليان زيادي به دست آورده است ,راههاي نرفته و عوالم كشف نشده را پيش روي ما قرار مي دهد...
و چه چيزي بهتر از اين؟ كه هر كس آرزوي درك و فهميدن بيشتر آن را دارد...

كمتر هنرمندي در حال حاضر يافت مي شود كه با هنرش حال آدمي را دگرگون كند , ولي او توانايي آن را دارد , شخصيت و منش والاي ”او“ همراه با هنرش در اين امر دخيل است...

شناختن او و هنرش( از نظر من) يك نوع لياقت خاص مي خواهد ,كه هر كسي ندارد...چون درك هنر اصيل و واقعي ,يك نوع قابليتي لازم دارد كه بعضي افراد آن را دارند و بعضي از آن بي بهره اند...

كارهاي استاد براي حفظ و اشاعه و همچنين خلاقيت هاي او در زمينه موسيقي عرفاني ايران و نيز استفاده از اشعار مولوي در آثارش ,نشان دهنده تلاش ارزنده و بي شائبه او براي موسيقي اصيل كشورش است...

لحن آواز خواني استاد به دور از تكرار و تقليدهاي متداول است , كه با فرهنگ شعر مولانا كه همان” عرفان حماسي ايران “ است ,عجين شده است.
اشعار مولانا و نيز حافظ و آواي استاد همچون موج دريا سرشار از تحرك و پوياييست...

(كه البته بگذريم كه در اين ميان يك عده به اصطلاح خواننده! انقدر با اين عرفان و موسيقي و شعر آن بازي كرده اند ,و گمان كرده اند رسيدن به اين نوع كار سهل و آسان است ! مثلا فكر مي كنند كه با آوردن ساز مقدس تنبور و نيز دف و يا سه تار و انتخاب يكي از اشعار مولوي و ساختن يك آهنگ پیش پا افتاده و عاري از تفكر ,ميتوانند ادعا كنند كه ما هم يك اثر عرفاني قابل توجه ساخته ايم!!!
در حاليكه اين كارها در مقايسه با كارهاي حقيقي و خلاق از نظر هنرمندان و هنردوستان و هنر شناسان واقعي ,كاملا قابل تمايز و تشخيص است...و مسلما نيازي به بحث بيشتري نيست...)

” استاد شهرام ناظري “در خانواده اي اهل موسيقي وشرايط فرهنگي و اقليمي خاص زادگاه خود (كرمانشاه)
چشم به جهان گشود و در انجا پرورش و رشد يافت و به همين علت توانست از همان اوان كودكي با شعر و موسيقي و عرفان ايران آشنا گردد ,

و همان طور كه مي دانيم در 5 سالگي مقامهاي موسيقي كردي را فرا گرفت و از 8 سالگي مثنوي مي خواند در 11 سالگي در تلويزيون برنامه اجرا كرد و تعليمات خود را ادامه داد ...

حتي مدتي به تبريز رفت و از اساتيد بنام آن موقع استفاده كرده و بر روي شيوه آواز خواني اقبال آذر كار كرد...

و بعد به تهران آمد ,از محضر اساتيد بزرگ و بي مانندي چون:
محمود كريمي,عبدالله دوامي ,نور علي برومند,احمد عبادي ,بهاري ,پايور,قوامي ,شجريان و...استفاده كرد...

لازم به ذكر است كه در اين بين استاد در آزمون باربد (نخستين كنكور موسيقي ايران) شركت كرد و رتبه اول را حائز شد...
(مي بينيم كه كمتر كسي را داريم كه تا اين حد براي هنر خود ,با عشق و علاقه زحمت كشيده باشد و تعليمي را فرو گذار نكرده باشد...)

به بيان خلاصه تر:
استاد ناظري , در طي مطالعات خود و آموزشهايي كه از محضر اساتيد فرا گرفته ونيز با توجه به داشتن استعداد بي نظيرش در زمينه موسيقي و آواز , توانسته است: فرم تازه اي از موسيقي اصيل ايران كهن را در جامعه اشائه و ارائه دهد كه داراي ويژگي هاي عميق فرهنگي و اصيل اين مرز و بوم است ,
و توانسته است آثار ارزنده اي را خلق كند كه من و شماي هنر دوست و دوستدار موسيقي اصيل ايراني امروز با لذت به آن گوش فرا مي دهيم ,و در حقيقت خود به منزله يك كلاس درس است ,كلاسي كه در آن ميتوانيم با دنياي شعر و ادب ايرانمان نيز به خوبي آشنا شويم ...



من به خود مي بالم كه يك ايراني هستم و در كشورم يك چنين هنرمنداني هستند ,
و بر من و شماست كه قدر آنها را بيش از پيش بدانيم و ارزشهاي آنها را درك كنيم و بر آن ارج نهيم.

من سالروزتولد استاد شهرام ناظري را تبريك مي گويم و براي استاد ناظري آرزوي سلامتي وموفقيت روز افزون دارم و اميدوارم با ارائه آثار زيبا و بديع ,مانند هميشه, عاشقان موسيقي را از درياي بيكران هنر خويش بهره مند سازند.
×××××××××××××××××
تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد
وجود نازكت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد

درين چمن چو درآيدخزان يغمايي
رهش به سرو سهي قامت بلند مباد

جمال صورت و معني ز امن صحت توست
كه ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

” در آن بساط كه حسن تو جلوه آغازد
مجال طعنه بدبين و بد پسند مباد “

هرآنكه روي چو ماهت به چشم بد بيند
بر آتش تو بجز چشم اوسپند مباد

شفا ز گفته ي شكرفشان حافظ جوي
كه حاجتت به علاج گلاب و قند مباد

×××××××××××××××××××××××

[ تقديم به ”استاد شهرام ناظري“و همچنين به همه دوستان عزيز هنرمند و هنردوستم. ]


يا حق.


بهشید