شعر : و اين تنها تسلای انسان...

گفت وگو با كيوان قدرخواه (روزنامه شرق)

 

  

این گفتگو را در دوقسمت در لینکهای زیر بخوانید:

 

http://www.sharghnewspaper.com/831028/html/litera.htm

 

http://www.sharghnewspaper.com/831029/html/litera.htm

 

 اين نکته را نيز بايد بگويم که:

بزرگداشت كيوان قدرخواه در اصفهان در روز پنج شنبه، ۲۹ بهمن ماه به مناسبت چهلمين روز درگذشت او برگزار شد.

در اين مراسم خانواده كيوان قدرخواه و جمعي از چهره هاي فرهنگي کشورهمچون احمد اخوت، محمد رحيم اخوت، علي خدايي، احمد بيگدلي، محمد كلباسي، حسام نبوي نژاد، اكبر ميخك، زاون قوكاسيان و... حضور داشتند.

مراسم درساعت ۱۸ بعد از ظهر در گالري كلاسيك شهر اصفهان برگزار شد و در جريان آن نيز احمد بيگدلي، محمد كلباسي و حسام نبوي نژاد سخنرانی کردند. 

 

روحش شاد و يادش گرامی باد. 

 

يا حق.

/ 13 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
reza

سلام!خوبی بهشيدجان؟من هر وقت مطالب تو رو در مورد داييت می خونم فقط به حسرتها و افسوسهام افزوده ميشه....مطلبت طولانی بود....نصفش رو خوندم و باقی رو خواهم خوند...ممنون که خبرم کردی....شاد باشی....

رویا

عجب بالا پایین داره دنیا همه رفتند کسی دوره برم نیست چنین بی کس شدن در باورم نیست اگر این اخرا این عاقبت بود به جز افسوس هوایی در سرم نیست همه رفتند کسی با ما نبودش کسی خط دل مارا نخوندش همه رفتند ولی این دل ما را همون که فکر نمیکردیم سوزوندش عجب بالا پایین داره دنیا عجب روزگار سرده با ما یک روز دوربرم صد تا رفیق بود من و امروز ببین تنهای تنها خیال کردم این گوشه کنارا یکی داره هوای مارا خیال کردم که دلسوز دارم ولی حیف.............. عجب بالا پایین داره دنیا......... سلام دوست عزيز حالتون چطوره خوبين واقعا لذت بردم موفق باشی و مواظبه خودت باش

بهروز

تسليت ميگم اگرچه آثارش هميشه ميماند.

ناهید

سلام بهشيد جان. ممنونم که سر زديد. خواستم بهت يه چيزی رو خاطر نشان کنم که از اين که نوشته بودی شعرت خوب بود پشيمون بشی. اين شعر رو داداش من سينا (سپينا) گفته بود. همون که مدتی سر شهرام ناظری بهم پهلو می زديد . اون عادت داره نوشته هاش رو پاره مي کنه و دور ميندازه و من عادت دارم اون ها رو يواشکی جمعشون می کنم. نمی دونم دقت کردی که اون کاغد مچاله چسب کاری شده يا نه . در مورد مطلبت هم اصلا منظور بدی نداشتم . ميشه گفت اصلا انتقادی در کار نبود . به هر حال . فعلا خداحافظت

دیوانه

بهشيد جان از اظهار لطفت ممنونم ولی یه شرط بعید برای آن دیوانه خانه گذاشتم که برگردم اونم اینه که متقاضیان بر گشت از ۴۰ تجاوز کنند که یک دوره چله نشینی ست ٬ در ضمن من فعلا در http://daarvack.persianblog.ir هستم

میم.

سلام . از اين مصاحبه ممنون . با اينکه طولانی بود اما آموزنده بود . اما راستی يک نکته : اگر فرض کنيم مثلا من نويسنده هستم يا شاعر وقتی بميرم ( بعد از ۱۲۰ سال ) برام چهلم به اين باشکوهی خواهند گرفت ؟ روحش شاد . ميم.

harir

بهشيد جون وبلاگ زیبا ئی داری.مرگ دائي تون رو هم تسليت ميگم.راستی گروه عارف در سال ۸۴ در شهرهای نيشابور کرمانشاه شيراز اصفهان و اهواز کنسرت دارن.

hamid

سلام.خدا رحمتشون کنه.من هم يکی از دوستام رو از دست دادم . کلی دل و دماغم رو از دست دادم.بگذريم.از خدای بزرگ برای اون مرحوم طلب آمرزش و برای شما طلب صبر ميکنم.

ghasedak

سلام بهشيد جان ..مصاحبه جالبي بود استفاده كردم .....اميدوارم كه هميشه شاد باشي ...راستي عيد زيبات هم مبارك اميدوارم كه از اين به بعد دلت هميشه پر از شادي و شادكامي باشه .فداي تو قاصدك